قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى

270

تاريخ الفي ( فارسى )

موازى چهار صد شتر بار كرده به جانب مكّه شتافت . قيس بن سعد بعد از آنكه نزديك به مصر رسيد « 1 » طايفه‌اى از اعيان آن ديار لوازم استقبال بجاى آورده او را معزّز و محترم به شهر بردند ، زيرا كه عبد اللّه بن سعد در آن اوان به جانب شام رفته بود . امّا عمارة بن هشام چون نزديك به كوفه رسيد « 2 » طليحة بن خويلد و قعقاع او را استقبال نموده گفتند : مصلحت نيست كه تو در كوفه درآيى ، چرا كه ابو موسى اشعرى اهل كوفه را صيد كرده و همه پيش او جمع شده‌اند و ايشان خون عثمان را طلب مىكنند . هيچ شك نيست كه ايشان تو را منع خواهند كرد . پس عماره به سوى امير المؤمنين بازگشت . امّا سهل بن حنيف چون به حوالى شام رسيد ، از تبوك لشكر معاويه استقبال او كرده گفتند : بازگرد كه ما به بيعت على راضى نيستيم و خون عثمان مىخواهيم . سهل بن حنيف نيز به جانب مدينه بازگشت . امّا عثمان بن حنيف به بصره درآمد و به استمالت سپاه و رعيّت مشغول گشت ؛ چرا كه قبل از اين چون خبر قتل عثمان و قرار خلافت بر امير المؤمنين على ، كرّم اللّه وجهه ، به عبد اللّه بن عامر رسيد ، كه والى بصره بود ، او به مسجد جامع درآمد و بر منبر شد و بعد از حمد خدا و درود مصطفى ، صلّى اللّه عليه و آله ، گفت : اى مردمان ، امير المؤمنين عثمان را بظلم كشتند و محافظت حقّ بيعت او در ذمّهء شما واجب است و رعايت حقوق بعد از وفات نيكوتر باشد و به ملازمت اين سيرت و برهان عقل و كياست ظاهر گردد و حقّى كه مرا بر وضيع و شريف شماست و مراعات همگنان را كردم و در ميان شما طريق معدلت مسلوك داشته ضايع نبايد گذاشت . امروز همان بايد شناخت كه ديروز مىشناختيد . به هيچ نوع نخواهم گذاشت كه خون امير المؤمنين عثمان هدر گردد و از پاى نخواهم نشست تا كشندگان او را به دست نيارم و به قصاص او بزارى نكشم . حال علىّ بن ابى طالب و جماعتى كه با او بيعت كرده‌اند شنيده‌ايد . و مرا از جانب او چندان دلمشغولى نيست ؛ چه ، مىدانم كه عاقبت كار او چه خواهد شد . مىبايد كه ساخته شويد و اسباب محاربه و مقاتله مهيّا گردانيد تا چون از شما مددى طلبم ، مستعدّ و آماده باشيد . مردى از معارف بصره كه نام او حارثة بن قدامة السعدى بود برخاست و گفت : اى پسر عامر ، ما را به تو نفروخته‌اند و تو اين شهر را [ 35 الف ] به شمشير نگرفتى . ما به حسن رأى

--> صورت آمده است ؛ - اسد الغابه ، ج 5 ، ص 128 . ( 1 ) . اين محلّ ، ايلة نام داشت كه شهرى است معروف در ساحل خليج عقبه و كنار راه حجاز و مصر . ( 2 ) . اين محلّ ، زباله نام داشت ، و دهكده‌اى بود ميان راه مكّه و كوفه .